العلامة المجلسي ( مترجم : محمدجواد نجفى )

303

بحار الأنوار ( زندگانى حضرت امام حسين ع ) ( فارسي )

بخش چهل و هفتم در بارهء احوال خويشاوندان و اهل زمان امام حسين عليه السلام و اتمام حجت‌هائى كه با يزيد كردند 1 - در بعضى از كتب مناقب قديم از شقيق بن سلمه نقل مىكند كه گفت : هنگامى كه حسين بن على بن ابى طالب عليهما السلام شهيد شد عبد اللَّه بن زبير نزد ابن عباس آمد و او را براى بيعت كردن با خود دعوت كرد . ولى ابن عباس اين پيشنهاد را نپذيرفت . يزيد بن معاويه عليهما اللعنة اين طور پنداشت كه ابن عباس بدين جهت با ابن زبير بيعت نكرده كه با يزيد بيعت نمايد . لذا يزيد براى ابن عباس نوشت : اما بعد : به من اين طور رسيده كه ابن زبير ملحد تو را براى بيعت با خود و دخول در اطاعت خويشتن دعوت نموده است تا تو براى تقويت باطل و شركت در گناه پشتيبان و شريك وى باشى . در صورتى كه تو چنگ ببيعت ما زده‌اى و خدا را به جهت آن حقى كه از ما به تو معرفى كرده است اطاعت نموده‌اى . خدا بهترين جزائى را به تو عطا كند كه از خويشاوندى به خويشاوند ديگرى عطا مىكند و بعهد خود وفا مينمايند . من چيزهائى را فراموش نميكنم و نيكوئى را در بارهء تو فراموش نخواهم كرد . من راجع باينكه تو با پيامبر خدا اهل بيت و قرابت دارى در پرداخت جايزهء تو تعجيل ميكنم . متوجه باش هر كسى از آفاق نزد تو مىآيد و ابن زبير آنان را با زبان و سخنان